|
اشعار عارفانه، عکس ، موزیک
|
تا بهار دلنشين آمده سوي چمن
اي بهار آرزو بر سرم سايه فكن
چون نسيم نوبهار بر آشيانم كن گذر
تا كه گلباران شود كلبه ويران من
تا بهار زندگي آمد بيا آرام جان
چون نسيم از سوي گل آمد بيا دامن كشان
چون سپندي بر سرم آتش نشان بنشين دمي
چون سرشك اندر كنار بنشين نشان سوز نهان
بازآ ببين در حيرتم بشكن سكوت خلوتم
چون لاله تنها بين بر چهره داغ حسرتم
اي روي تو آيينهام عشقت غم ديرينهام
بازآ چو گل در اين بهار سر را بنه بر سينهام